غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

600

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بگشايد و جهة تمشيت اين مهم در سه‌شنبه بيستم شوال سنهء مذكوره از منزل شنب غازان كه در آن زمان محل اقامت موكب نصرت‌نشان بود افتخار الصدر و النقبا امير جمال الدين محمد سلمه اللّه تعالى و دمورى بيك تواچى عازم شروان گشته از عقود جوهر دامان‌دامان و از نقود ابيض و احمر تومان‌تومان و از اقمشهء نفيسه مصر و روم و فرنك چندين شتروار و از اسبان تازى و راهوار بيش از حساب و شمار براى سرانجام آنكار همراه بردند شروانشاه و ملازمان آن درگاه مقدم شريف حضرت نقابت‌پناه و جناب امارت دستگاه را باقدام تعظيم و احترام استقبال نموده باحسن وجهى و ابلغ نمطى صورت شرايط ضيافت و مهماندارى بجاى آوردند و چون شيخشاه دانست كه سبب تشريف قدوم شريف مخاديم چيست انگشت قبول بر ديده نهاده سر افتخار و مباهات باوج سموات رسانيد و در ساعتى كه برجيس سعادت جليس از اوج شرف طالع بود و زهرهء زهرا به نظر محبت و ولا بجانب خورشيد عالم در آناظر بوكالت امير جمال الدين محمد ناهيد سپهر دولت و اقبال در عقد ازدواج پادشاه باستقلال منتظم گشت و امرا و مقربان شروانشاه زر و جوهر بسيار نثار كرده غلغلهء تهنيت و مباركباد از ايوان كيوان درگذشت آنگاه شيخشاه بيراق فرستادن مهد عليا و ستيراعظمى پرداخت و اسباب تجمل و حشمت آن مخدرهء سراپرده عظمت را چنانچه بايدوشايد مرتب ساخت مثنوى به دو داد از كنيزان پرستار * هزاران لعبت ناهيد رخسار سراسر گلرخان سروبالا * همه سيمين بر و خورشيد سيما ز غلمان پرى ديدار روسى * ز زنگى زادگان آبنوسى به دو بخشيد بيحد چون شب‌وروز * همه پوشيده خلعتهاى زردوز ز گوهرهاى نادر طبلها پر * ز زركش جامها بيش از تصور ز اجناس فرنگى صد شتروار * ز كتانهاى روسى چند خروار عنايت كرد چندان مشك و عنبر * كه از بويش جهانى شد معطر ز خرگاه و ز خيمه داد چندان * كزان شد تنك صحرا و بيابان نه خرگه خانهء چون بيت معمور * ز خيمه حجلهء چون قبه نور مكمل ساخت چندين اسب و استر * لجام و زين هريك پر ز گوهر شترها داد جمله پرتجمل * بيابانها بريده بىتحمل تمامى را جهاز و جل مذهب * فسار و تنك ز ابريشم مرتب و برين قياس شروانشاه از غرايب و عجايب تحفها آنچه توانست و مناسب دانست ترتيب نموده عمارى زرنگار بلقيس عفت شعار را بجانب تختگاه پادشاه سليمان جاه روان فرمود و در وقت رخصت مجددا نسبت به حضرت نقابت منقبت صدارت مرتبت و دمورى بيك انواع انعام و احسان بتقديم رسانيده ابواب عذرخواهى بگشود و در چهار شنبه بيست و پنجم ذى حجهء حجهء مذكوره در منزل واسونج كه در دو فرسخى تبريز است خبر قرب وصول مهد عليا بپايهء سرير اعلى رسيد و پادشاه كامران صاحب‌تائيد اعاظم امرا و اركان دولت را باستقبال روان گردانيد خدام بارگاه شاهى به ترتيب اسباب جشن و طوى پرداختند و پرستاران سراپردهء پادشاهى حجله‌هاى عروسى را بمفروشات زردوزى مزين ساختند مثنوى مرتب گشت چندين حجلهء ناز * شد ابواب سرور و خرمى باز ز پاى انداز صحرا يافت تزئين * بسان سقف صورتخانهء چين ز تبخير گلاب و مشك و عنبر * معطر